محمد مهدى ملايرى
218
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
به هرحال عبارت كاردار براى چنين شغلى چه سابقهاى قديمتر داشته باشد يا نداشته باشد در اينجا آن را به جاى صاحب العمل به كار مىبريم چون هم آسانتر و هم روانتر از آن است . اين كاردار را به تعبير دورههاى بعد بايد رئيس دار الانشاء 2 و دستگاهى هم كه زيرنظر او بوده در الانشاء ديوان مركزى خواند ، اين دستگاه چه در آن دوران و چه در دورههاى اسلامى ، از زمانى كه ديوان خلافت نشاط و رونقى يافت ، پيوسته مركز نويسندگان طراز اول و اديبان خوشقريحه و عالمان به فنون بلاغت و آگاهان به ظرافتها و ريزهكاريهايى كه در انواع مختلف نوشتههاى ديوانى و دربارى به كار مىرفته است بوده و همه آنچه دربارهء هنر نويسندگى و سخنان حكيمانه و كلام آراسته و تحول آنها در دورههاى مختلف گفته و نوشته شده همه از همينجا سرچشمه مىگرفته است . وصف نوشتههايى كه در آن دوران در اين دار الانشاء 2 به آيين آن روزگار ساخته و پرداخته مىشده در اين نوشتهء استاد فقيد كريستن سن و همچنين در نوشته نظامى عروضى در صناعت دبيرى كه آن هم به نظر استاد فقيد صناعت دبيرى در دوران ساسانى را هم دربرمىگيرد مىتوان به اجمال يافت . نوشتهء نظامى كمى پيش از اين ذكر شد ، نوشته استاد فقيد هم در وصف منشآت عصر ساسانى چنين است : « ايرانيان از ديرباز به مراعات ظاهر و آرايش آن اهميت زياد مىدادهاند . احكام رسمى و نامههاى خصوصى مىبايستى هميشه به سبكى مصنوع و متناسب نوشته شود . در منشآت اين عصر اقوال حكيمانه و مواعظ اخلاقى و دينى و اشعار و لغز و معماهاى لطيف دست به هم داده مجموعهء ظريف و زيبائى به وجود مىآوردهاند . در طرز انشاء و همچنين در نوشتن عنوان نامهها به قدرى دقت به كار مىرفت كه مقام هريك از فرستنده و گيرندهء نامه از آن به خوبى
--> - ايرانى كتابى را كه به عربى در احكام نجوم تأليف كرده بود با نام فارسى كار مهتر ناميد ( قفطى ، تاريخ الحكما ، ص 165 ) .